|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|
دلبرم از پس این پرده غیبت به سر آید
خلق گویند که آید٬تو نخور قصه ولیکن
ترسم آخر به وصلش نرسم عمر سر آید
بار الاها به دلم نیست دگر تاب فراقش
چه شود کز کرمت این شب هجران به سر آید
همچو یعقوب نشستم سر راهش من محزون
تا که از یوسف گمگشته زهرا خبر آید