|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|
-چرا گرفته دلت؟ مثل انکه تنهايی .
-چقدر هم تنها !
-خيال می کنم
دچارآن رگ پنهان رنگ ها هستی.
-دچار يعنی
عاشق.
-و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دريای بيکران باشد
***
دچار بايد بود
وگرنه زمزمه حيرت ميان دو حرف
حرام خواهد شد.
سهراب سپهری.