تبليغاتX
موعود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.

فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته.

 شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

 خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.

زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1385ساعت 16:21  توسط ..::محمد علی::..  | 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً