|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|
ای خدای پاک و بی انــــباز و یار
دستگیـــــر و جـرم مــا را در گــــذار
یــــاد ده ما را سخنهای رقیــــق
کان تو را رحم آورد ای خوش رفیق
گر خــطا گفتیم اصلاحش تو کن
مصلحی تــو ای تـو سلطان سخن
کیمیـــــا داری که تبدیلش کنـی
گرچه جوی خون بود نیـــلش کنی
اینچنین مینا گری ها کار توست
این چنین اکسیرها دستار توست