|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|
در سرا پای وجودم غم ایام قدیم
که چه خوش بود و چه خوش رفت ایام قدیم
دگرم تاب ندارم که در حجله ی حزن
من غمگین بیاید یاد ایام قدیم
یاد آن یار که رفت ولی از یاد نرفت
سرو پای من و یاد ایام قدیم
ای عزیز دل من باز بیا ، باز بیا
که تورا چشم به راهم با یاد قدیم