|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|
ای معنی انتظار، یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟
یک لحظه بایست، در یک جمله بگو:
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟
صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد
بي تو ميگويند تعطيل است کار عشق بازي
عشق، اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاوندي ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو، دستي برآرم
اي خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد
جغد بر ويرانه ميخواند به انکارتو اما
خاک اين ويرانه ها بويي از آن ويرانه دارد
در هواي عشق تو پر ميزند با بي قراري
آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد
آن که در دستش کليد شهر پر آيينه دارد
دکتر قيصر امين پور