|
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر / آری شود ولیک به خون جگر شود
|

اگر میان من و اطلسی قرار نبود
اگر بنفشه حضورش در انتظار نبود
اگر که معجزه سبز کردگار نبود
اگر امید به برگشتن بهار نبود
مرا تحمل باد خزان
فسردن گل
توان و طاقت دیدار برگ و شاخه خشک
توان و تاب تماشای تازیانه زرد
مرا تحمل این فصل داغدار نبود
مرا تحمل یک لحظه انتظار نبود
اگر میان من و اطلسی قرار نبود